X
تبلیغات
نماشا
رایتل



























صدای سکوت

یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید باشد کسی قاب نمی گیرد ،برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت...

و عاشقی دیوانگی است...

آن سان که معشوقه نیز دیوانه خطابش کرد،عاشق را!!!

و دل بستن،اشتباهی است شیرین...

و دل باختن،سقوط در چاه رویاهاست...

و اما معشوق چه میداند ز حال عاشق خسته،که گوید خود شده خسته!!!

بگو گوید جوابم را...

چرا عاشق شده عاشق؟!!!

چرا عاشق شده خسته؟!!!

معشوق کجاست که بیند حال زارش؟!!!

نداند عمر ما باشد چه کوتاه؟!!!

نداند شاید نباشداو،فردا!!!

چه کس آید کنارش؟!!

اگر عاشق نباشد در کنارش!!!

شود تنهای تنها در فراقش...




پ.ن:

وقتی آدم از دخالت های دیگران کلافه میشه مجبور میشه حرف دلش را این جوری بزنه...

وقتی نمیتونی تو روشون بگی به شما ربطی نداره مجبوری یه جایی این حرفا را بزنی که میدونی دستشون نمیرسه...

فقط برای آروم شدن خودت...

اونم شاید...




نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1391ساعت 04:43 ب.ظ توسط راضیه نظرات (8)


 Design By : Pichak