X
تبلیغات
نماشا
رایتل



























صدای سکوت

یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید باشد کسی قاب نمی گیرد ،برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت...

دلم می لرزد به هر بهانه ای این روزها...

و با هر لرزشش شمع چشمانم ز فراقت آب می شود... 

می چکاند قطره ای بر دفتر دل ...

می دانی ؟!! ذهن پریشانم نیاز به آرامشی دارد از جنس ابدی...

و دلم یخبندانی است از فراموشی ها...

گویا گرمای وجوت را محتاج است...

این وجود دم آ دم فریاد نیاز سر میدهند و من اینجا هستم و می خواهمت...

فقط می خواهمت...

و مشکل همین جاست...




پ.ن:این روزها قلم و انگشت و این ذهن مشوش خوب یاد گرفتند که چه طور باهم کنار بیایند...دوباره حس چرخاندن قلم بر روی کاغذ در وجودم زنده شده...



نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1389ساعت 04:50 ب.ظ توسط راضیه نظرات (5)


 Design By : Pichak