سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387

یه اتاق خالیه یه آدمک...

یه طاق پر ستاره و یه عالمه هوس...

اتاق هست مثل قفس...

آدمک خسته و بی رمق...

پیش اون هست فقط یه عکس...

عکسش هست توی دلش...

توی عکس هست خود آدمک...

ولی اونجا نیست خسته و تنها...

نگاه کن به عکس....

اینا انداختنش به این وضع...

آدمک یه روزی بود شاد...

آدمک یه روزی همه چیز داشت...

ولی حالا آدمک تنهاست...

 (به قلم صدای سکوت)