یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
خشم...

بارها برای دفاع از خویشتن به خشم روی آوردم

اما اگر توانمندتر بودم هرگز به این وسیله پناه نمی بردم.

دانا کسی است که نگاه خشم آلودش را با لبخندی بر دهان پیوند زند.

و من را تنها کسانی که از من فروترند به خشم می آورند.

اما دریافتم که من فراتر از کسی نیستم،

زیرا هیچ کسی از من خشمگین نشده است!

جبران خلیل جبران

چهارشنبه 24 مرداد ماه سال 1386
هستی بخش

ای چشم خیس و پاک تو شالوده دلم!
ای غمزه نگاه تو صد رمز مشکلم!

امشب دوباره از ته دل شعر گفته ام

بی شعر/ در تجسم رویای خود ولم

هر لحظه در سکوت خیالت دویده ام

در اوج این سکوت تو... مفعول و فاعلم

انگار شب دوباره به من رنگ داده است

بر عمق رنگ شام تو بی پرده سائلم

آن دورها... غروب به شب رنگ میدهد

ای سرخی غروب لبت آب و هم گلم


این شعر از طرف یه دوست بود...دیدم بهترین راه تشکر از لطفش قرار دادن اون در وبلاگه البته می دونم که هرگز نمی تونم الطاف این دوست عزیز را جبران کنم...

امیدوارم به هر چیزی که میخواد دست پیدا کنه...

شنبه 13 مرداد ماه سال 1386

سلام...

چند وقته دلم می خواد خودم یه چیزی بنویسم اما وقت نشده ولی در اولین فرصت این کار را می کنم....


چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی تا سر گردانی مرا ببیند .چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم
شب را دوست دارم
چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند
شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم
از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم.
از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین
با آفتاب قهرم ، چرا شبها به دیدارم نمی آید؟
نمی آید تا با دست هنر مندش سا یه ی تو را بر دیوار خیالم نقش زند و مرا به بودنت دلخوش سازد
شاید آفتاب با من قهر است؟؟
آ ن روز که تو در کنارم بودی ، هرگز به آ فتاب سلام نکردم ، هرگز به روی شب لبخند نزدم. و برایش دستی تکان ندادم.
این مجازات تمام لحظه هاییست که همه ی دنیا را در تو میدیدم
و تو را در تمام دنیا

سه شنبه 9 مرداد ماه سال 1386
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. درون هرچیز در اعماق هستی نیرویی هست که چیزی را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم. هر آنچه امروز هستیم از سکوت دیروز زاده شده است.

صدای سکوت،آوایی است برای بیان حقیقت...